زمین شناسی ایران
در سطح کره زمین چند کمربند چین خورده مهم مشخص شده که یکی از آن ها کمربند مدیترانه – هیمالیا - اندونزی است. در این کمربند چندین رشته کوه عظیم، و در میان آنها چندین فلات مرتفع وجود دارد که یکی از آنها فلات ایران است. آنچه سیمای امروزی ایران زمین را به وجود آورده، فعل و انفعالات فراوانی است که در یک میلیون سال اخیر یا در دوران چهارم زمین شناسی (کواترنر) در این سرزمین به وقوع پیوسته است. حدود نیمی از سطح ایران امروز را نهشته های دوران چهارم تشکیل می دهد که نظر به اهمیتی که در زندگی گذشته و امروز مردم این سرزمین داشته و دارند.
آبرفته: این نوع خاکها دارای بافتی سستند و سنگهای آنها به آسانی فرسوده، و از هم پاشیده می‌ شوند. آبرفتها زمینهای کم شیبی را تشکیل می ‌دهند که به نامهای گوناگون مانند جلگه، دشت، هامون، کویر، کفه، دق و جز آنها نامیده می‌ شوند و در ارتفاعات مختلف از 200 تا 650 متر در کویر و تا 1.500 متری در جلگه های میان کوهی دیده می ‌شوند.
رسوبات تبخیری: منظور از رسوبات تبخیری تشکیلات نمکی و گچی همراه با مارن و رس شور است که در حوضه های بسته مانند کویر نمک، کویر بجستان، کویر ابرقو و امثال آن به وجود آمده‌اند. سطح این رسوبات را معمولاً لایه‌ای از نمک به قطر یک تا چند سانتی‌ متر می‌ پوشاند.
بادرفته: باد پدیدهایی مانند ماسه پهنه ای، ماسه بادکوب، تل ماسه، ماسه پشته ای و امثال آن را به وجود آورده است. وسیع ترین ماسه های بادی ایران در شرق دشت لوت میان کرمان و زاهدان قرار دارد که وسعت آن به 15 هزار کیلومتر مربع می ‌رسد.
خاکها و سنگهای آتش فشانی: این نوع خاکها نواحی وسیعی پیرامون آتشفشانهای دماوند,سهند، سبلان, تفتان، بزمان، و جز آنها را پوشانده ‌اند و تحت تاثیر چشمه ‌های آب گرم اطراف آن کوهها قرار دارند.
واریزه‌ها و روانه سنگه: این نهشته ‌ها همه جا در دامنه ‌ها و بدنه ‌های عریان کوهها دیده می ‌شوند و در صورتی که از رطوبت و باران کافی برخوردار باشند، زمین لغزه ‌ها و گل ‌های روان فراوان به وجود می ‌آورند.

آب و هوا
 
عوامل ایجاد آب و هوای ایران را می ‌توان به دو دسته ‌ی درونی و برونی تقسیم کرد: کشور ایران به سبب گستردگی میان و عرض شمالی و وجود کوهستانهای بسیاری که تا آن را در بر گرفته‌ اند، نیز صدها هزار کیلومتر مربع زمینهای بیابانی و همجواری با دو دریای بزرگ در شمال و جنوب (عوامل درونی) و نیز به علت قرار داشتن در مجاورت نسبی اروپا و دریای مدیترانه و صحرای بزرگ افریقا و اقیانوس هند و مرتفعات داخلی آسیا و سرزمین وسیع سرد سیبری (عوامل خارجی)، دارای آنچنان تنوعی در اقلیم است که در کمتر کشوری دیده می ‌شود. دمای هوا از‌ تا سانتی ‌گراد (حداکثر و حداقل مطلق شناخته شده در آمارهای هواشناسی)، یعنی تفاوت می‌ کند و باران متوسط سالانه ‌ی آن از کمتر از 5 سانتی‌ متر تا نزدیک 2 متر تغییرپذیر است و در میان این متغیرهاست که آثار عوامل درونی و برونی آب و هواهای متعدد و متنوعی پدید می ‌آورد. عرض جغرافیایی را بایستی مهمترین عامل ایجاد آب و هوا دانست. جنوبی ‌ترین نقطه ایران تنها یک تا دو درجه با مدار راس السرطان فاصله دارد. در نتیجه نواحی جنوبی کشور در تمام سال دستخوش گرماست، تا حدی که در تابستان ‌ها دمای بسیاری از بخشهای جنوبی در 4 تا 6 ماه از سال هر روز از سانتی ‌گراد تجاوز می ‌کند. از طرف دیگر در بخشهای شمالی (به استثنای سواحل خزر که تحت تاثیر آن دریا قرار دارند) و همچنین در کوهستان ‌ها گرمای در تابستانها به ندرت بروز می ‌کند و اغلب در سال 3 تا 4 ماه هر روز یخ بندان،‌ یعنی سرمای زیر صفر دارند.
اثر دوری و نزدیکی دریا را می ‌توان از مقایسه باران بسیار و پوشش گیاهی غنی و شرایط انسانی سواحل دریای خزر با بیابانهای خشک، بی‌ آب و علف و خالی از سکنه‌ ی مرکز ایران به خوبی درک کرد.
امتداد رشته کوه‌ها و قرار داشتن آنها در مقابل یا موازات بادها و جریانات هوا نیز از عواملی است که همواره در تغییر آب و هوا مؤثر است. در رشته کوههایی که در مقابل بادهای مرطوب قرار دارند، میان دامنه ‌های رو به باد و پشت به باد تفاوت زیادی از نظر مقدار باران و پوشش گیاهی وجود دارد که نمونه آن را می ‌توان در راه کرج به چالوس در دو طرف تونل کندوان که فاصله‌ ی مستقیم آنها از دو کیلومتر تجاوز نمی‌ کند، به خوبی مشاهده کرد.

وضع جوی مراکز استانها
گرما: از بررسی هاچنین استنباط می ‌شود که 3 ایستگاه یا 3 شهر بندرعباس، اهواز و بوشهر با متوسط های سالانه سانتی‌ گراد بالاترین ارقام را دارند که از نظر جغرافیایی، جنوبی بودن آنها را باید مهمترین عامل اصلی گرمای سالانه آنها دانست. همچنین اراک، ارومیه، تبریز، زنجان، سنندج، شهر کرد، کرمانشاه، مشهد، همدان و یاسوج دارای متوسط هایی میان و سانتی ‌گرادند که سردترین مراکز استانها به شمار می ‌آیند.
اطلس اقلیمی ایران چنین می ‌نماید که میزان گرما از شمال غرب به جنوب شرق افزایش می ‌یابد و فصول سال در تمام کشور همزمان بروز نمی ‌کند، تا حدی که وقتی در بلوچستان در اسفند و حتی بهمن ماه زمان برداشت محصول است، در آذربایجان هنوز شرایط زمستانی حکم فرماست و زمان برداشت محصول آن مرداد و شهریور است. زمستان ‌ها در نواحی شمال کشور زودتر آغاز می‌ شود و دیرتر پایان می‌ یابد، در حالی که در جنوب بیشتر ماههای سال را می ‌توان تابستانی دانست.
رطوبت و باران: گردش آب در طبیعت از اصول مسلمی است که بخش بزرگی از مطالعات هواشناسی را در بر دارد. بررسی ارقام رطوبت شناسی جدول 2 نمایانگر خشکی یا رطوبت هواست. هر قدر این رقم پایینتر باشد، هوا خشکتر است. بالاترین رقم رطوبت نسبی مربوط به رشت، و پایین ‌ترین آن متعلق به یزد و کرمان است. در داخل ایران منابع رطوبت چشمگیری وجود ندارد؛ در نتیجه بیشتر رطوبت لازم برای ایجاد بارندگی در ایران از منابع مجاور مانند دریای خزر و آبهای جنوبی و یا منابع دور مانند دریای مدیترانه،‌ اقیانوس هند، دریای سرخ و حتی خلیج بنگال بوسیله‌ ی بادهای منطقه‌ ای یا سیاره ‌ای به ایران آورده می‌ شوند؛ ولی مهمترین منبع رطوبت ایران دریای مدیترانه است که در دوره ‌ی سرد سال همه جای ایران زیر سلطه هوای آن (سیکلون‌ های مدیترانه) قرار دارد. از نظر زمانی باران ایران منحصر به نیمه‌ ی سرد سال مخصوصاً ماههای زمستان است؛ چنانکه بجز قسمت جنوب غربی دریای خزر، در بقیه ‌ی جاها بارندگی فصل زمستان بیشتر از دیگر فصل ‌هاست (همو، 115). در بعضی سالها جنوب شرق ایران در ماههای تابستان تحت تاثیر بارانهای موسمی اقیانوس هند قرار می‌ گیرد و بارندگی شدید و ناگهانی و غیر منتظره از ایرانشهر و خاش تا دامنه‌ های جنوبی کرمان پیش می ‌آید و بیش از آنکه نفعی داشته باشد، خسارت به بار می ‌آورد.
باران سواحل دریای خزر در سال اندکی کمتر از 2 متر است و انزلی با متوسط 185 سانتی ‌متر در سال پر باران ‌ترین نقطه‌ ی کشور به شمار می‌ آید. در سواحل خزر و دامنه ‌های شمالی البرز هر قدر به سمت مشرق پیش برویم، از مقدار باران کاسته می‌ شود، تا جایی که در گرگان به 115 سانتیمتر می ‌رسد، ولی رو به سمت شمال تقلیل باران به مراتب کمتر است؛ چنانکه آستارا 136 سانتیمتر باران دارد. مرتفعات البرز بیشتر نزولات آسمانی را به صورت برف دریافت می‌ کند و از مناطق پرباران محسوب می‌ شود، با این تفاوت که هر قدر به مشرق پیش برویم، از مقدار باران کاسته می ‌شود و در شمال خراسان به 50 تا 60 سانتیمتر تقلیل می ‌یابد.
مرتفعات زاگرس از سنندج تا شیراز منطقه‌ ی بارانی دیگری را به وجود می ‌آورد که حداکثر باران آن در کوهستان ‌های سنندج، کرمانشاه، خرم آباد بیشتر از 100 سانتی ‌متر است و در شیراز به نصف تقلیل می ‌یابد. در ملتقای این دو رشته کوه عظیم، یعنی آذربایجان، مقدار باران به پای قلل مرتفع البرز و زاگرس نمی ‌رسد و حتی سبلان وسهند هم با وجود برف فراوان، از حدود 100 سانتی‌ متر بیشتر دریافت نمی‌ کنند. بقیه خاک ایران بجز بخشهای کوهستانی مرکزی باران کمی دریافت می ‌کنند، تا حدی که در تمام بیابان‌ های کویر مرکزی و لوت و ادامه آن به سمت جنوب شرقی و مرز پاکستان در سال کمتر از 10 سانتیمتر باران دارد. در مجموع مقدار بارندگی سالانه که 341 میلیمتر حساب شده، از مغرب به مشرق و از شمال به جنوب کاهش می‌ یابد.

حوضه‌ های آبریز و رودخانه ‌ها
ایران بر خلاف بسیاری از کشورهای بزرگ آسیا که رودهای دائمی و پر آب دارند، از داشتن رودهای بزرگ محروم است و این امر نتیجه ‌ی مستقیم شرایط خشک و نامساعد آب و هوایی آن است. با اینهمه، رودهای دائمی یا فصلی بسیاری در ایران جریان دارد که به دریاهای مجاور یا کویرها و دریاچه‌ های داخلی می‌ ریزند:
1. حوضه‌ ی آبریز دریای خزر: این حوضه با 177 هزار کیلومتر مربع وسعت (11% مساحت کشور)، در گستره ‌ای میان آرارات در شمال غربی کشور تا سرچشمه‌ های اترک و گرگان در نزدیکی شیروان (خراسان) و خط الراس ‌های رشته ‌های طالش و البرز واقع است. میزان متوسط باران این حوضه را 97 سانتیمتر، و جمع آب حاصل از این باران را در سال زراعی 1374-1375 ش 41/68 میلیارد متر مکعب برآورد کرده‌اند.
بخش مرکزی حوضه‌ی خزر از آستارا در مغرب، تا بندرگز در مشرق را در بر دارد که در این فاصله ده ‌ها و صدها جویبار آبهای دامنه ‌های شمالی البرز را به دریای خزر می‌ رسانند. مهمترین رود این بخش سفیدرود است که از منطقه ‌ی وسیعی در دامنه ‌های کوه ‌های الوند، پنجه علی، چهل چشمه، قره داغ، قیدار و زنجان سرچشمه می‌ گیرد. از پیوند این شاخه ‌ها رودی به نام قزل اوزن به وجود می ‌آید که از قافلان کوه گذشته، جلگه‌ ی میانه را سیراب می ‌کند و با دریافت شاخه ‌ی دیگری و طی مسیر پیچیده ‌ای به سد سفید رود در منجیل می ‌رسد و در آنجاست که شاخه ‌ی بزرگ شاهرود از مشرق بدان متصل می ‌گردد؛ از منجیل و پس از سد سفید رود رو به شمال جریان پیدا کرده، در نقطه ‌ای به نام امام زاده هاشم به جلگه‌ ی دلتایی خود به وسعت 3.600 کیلومتر مربع وارد می ‌شود و آنگاه از طریق صدها کانال و آبراه زراعی به دریای خزر می ‌ریزد. طول سفیدرود را 800 کیلومتر و وسعت حوضه‌ ی آن را 50 هزار کیلومتر مربع برآورد کرده‌اند. پس از سفید رود رودهای متعددی در بخش مرکزی حوضه وجود دارد که اهم آنها از مغرب به مشرق اینهاست: سه هزار، چالوس، هراز، بابل، تالار، تجن و نکا که هر یک جلگه‌ و دلتایی جداگانه دارند و دهها آبادی را در مسیر خود آبیاری می ‌کنند.
در بخش شرقی حوضه‌ ی خزر دو رود بزرگ اترک در شمال، و گرگان در جنوب جریان دارد. رود اترک از شمال قوچان سرچشمه می ‌گیرد و قسمتی از آن مرز میان ایران و جمهوری ترکمنستان را به وجود می ‌آورد. طول آن حدود 600 کیلومتر، و عرض آن از 60 تا 120 متر تفاوت می‌ کند. رود گرگان با 300 کیلومتر طول از حوالی مراوه تپه برخاسته، در جنوب دشت گرگان که از رسوبات این دو رود به وجود آمده است، به دریای خزر می ‌ریزد.
2.حوضه آبریز خلیج فارس و دریای عمان:‌ مساحت بخشی از ایران جنوبی که آب‌ های آن به دو دریای جنوب می ‌ریزد، 430 هزار کیلومتر مکعب یا حدود وسعت کشور برآورد شده است. این حوضه ‌ی وسیع میان سواحل خلیج فارس و دریای عمان و خطی که خط الراس کوه‌ های چهل چشمه، پنجه علی، الوند، دره بید، کوهرنگ، ازنا، اینار، سبزپوشان (شمال شیراز) استهبانات، داراب، کهنوج،‌بشاگرد و بم ‌پشت را به هم وصل می ‌کند، قرار گرفته است. این منطقه ‌ی وسیع از نواحی کم باران کشور است، ولی به علت وسعت بسیار، جمع آبی که از راه باران در سال 1375 شمسی دریافت کرد، 65/212 میلیارد متر مکعب، یعنی بیشتر از 40% تمامی آب باران کشور در آن سال (8/511 میلیارد متر مکعب)،‌ بوده است.
رودهای این حوضه را می ‌توان بر حسب مصب آنها به دو قسمت تقسیم کرد: اول رودهایی که آب آنها پیش از استفاده از کشور خارج می ‌شود. این دسته تمامی رودخانه ‌های زاگرس شمالی را، بجز آنهایی که در حوضه کارون قرار دارند، شامل است و به عبارت دیگر تمامی رودهایی را که در 600 کیلومتر فاصله ‌ی میان نوسود و هورالعظیم جریان دارند، در بر می‌ گیرد؛ مانند سیروان در شمال، کرخه در جنوب و چندین رودخانه دیگر نزدیک میان این دو که آب همه آنها وارد خاک عراق شده، از طریق رود دجله به اروند رود می‌ ریزند. دوم رودهایی که مستقیماً با دریاهای جنوب ارتباط دارند که مهمترین آنها رود کارون است که طول آن از سرچشمه‌ اش در زردکوه تا خرمشهر – که در آنجا به اروند رود متصل می‌ شود – 850 کیلومتر است و از شاخه ‌های عمده آن دز و خرسان را میتوان نام برد. کارون در بندقیر که وارد جلگه خوزستان می ‌شود، همیشه پر آب است و میزان تخلیه متوسط آن به 630 متر مکعب در ثانیه می ‌رسد که در هیچ رود دیگر ایران نظیر و مانند ندارد. کارون هنگام طغیان هزاران کیلومتر مربع از خاک خوزستان را از سیلاب می‌ پوشاند و موجب خسارت فراوان می ‌گردد. پس از کارون هر چه به سمت مشرق پیش رویم، از اهمیت، اعتبار و مقدار آب رودها کاسته می‌ شود و عمده این رودها اینهاست: جراحی، هندیجان، دالکی، مند، مهران، میناب و سرانجام باهوکلات در انتهای شرقی بلوچستان.
3. حوضه آبریز دریاچه‌ ی اورمیه.
4. حوضه مرکزی: از مجموع مساحت ایران 831 هزار کیلومتر مکعب یا نیمی از کل وسعت کشور در وضعی قرار گرفته که آبهای آن به دریای آزاد جنوب یا دریای خزر راه ندارد. باران متوسط تمام این منطقه بجز در مرتفعات متفرقه ‌ی آن کمتر از 10 سانتی متر در سال است و به همین علت، جمع آبی که در 1375 شمسی از ریزش باران در این حوضه وسیع حاصل شده، از 189 میلیارد متر مکعب تجاوز نکرده است. حوضه آبریز مرکزی خود از چند حوضه ‌ی مستقل و کوچک تشکیل شده که کمتر با یکدیگر ارتباط پیدا می ‌کنند. عمده ‌ترین این حوضه‌ های فرعی اینهاست: حوض سلطان که میان تهران و قم واقع است و مانده ‌ی آبهای جاجرود، کرج، ابهررود، قره چای و قم رود بدان میریزد؛ حوضه ‌ی اصفهان سیرجان که زاینده‌رود مهمترین رود آن است و کویرهای ابرکوه و مروست را در بر دارد؛ حوضه یزد - اردستان که رود مشخصی ندارد و کویرهای عقدا و بافق جزو آن محسوب می‌ شوند؛ حوضه‌ های دشت کویر و دشت لوت که شرح آن گذشته است؛ حوضه جزموریان که مانند بشقاب گود و درازی در وسط بلوچستان در جنوب شرقی ایران میان کوه ‌های موازی در دو طرف واقع شده، و مهمترین مجاری آبهای آن هلیل رود در مغرب و رود بمپور در مشرق است که اولی از دامنه ‌های جبال بارز و دوم از دامنه ‌های کوههای شرقی بلوچستان سرچشمه گرفته، از دو سمت به حفره مرکزی که هامون جزموریان نامیده می‌ شود،‌ منتهی می‌ گردند.
5. حوضه آبریز هامون: این حوضه بر خلاف نواحی غربی ایران که آبهای آن به خارج سرازیر می ‌شود، در مشرق ایران از آب وارداتی بهره مند می‌ شود. هیرمند که از کوه ‌های مرکزی افغانستان سرچشمه می‌ گیرد، 1.200 کیلومتر طول دارد و از این لحاظ بزرگترین و طولانی ترین رود فلات ایران به شمار می‌ رود که تماماً در خاک افغانستان جاری است. حوضه هامون 106 هزار کیلومتر مربع در داخل مرزهای سیاسی ایران وسعت دارد که در منطقه بسیار خشک و بیابانی با بارانی کمتر از 10 سانتیمتر قرار دارد. حوضه‌ ی هامون مانند نواری به طول 750 و عرض متوسط حدود 150 کیلومتر بخش عمده‌ ای از حاشیه ‌ی شرقی ایران میان تایباد در شمال، و زاهدان در جنوب را در بر گرفته، ولی در تمامی این وسعت حتی یک آبراه مهم وجود ندارد.
6. حوضه سرخس: حوضه کوچک سرخس در انتهای شمال شرقی کشور است که فقط 44 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و از دو رودخانه تشکیل شده است: یکی کشف رود در شمال خراسان که از مرتفعات شرقی شیروان سرچشمه گرفته، میان دو رشته‌ ی هزار مسجد در شمال و بینالود در جنوب به سمت مشرق جریان دارد و جلگه ‌ی حاصلخیز مشهد را سیراب می‌ کند و دیگری هریرود که مانند هیرمند در افغانستان جاری است و تنها بخش انتهایی آن که از جنوب به شمال جریان دارد، بخشی از مرز سیاسی میان ایران و افغانستان را تشکیل می‌ دهد و در ایران آب مهمی به آن اضافه نمی ‌شود. آنچه از آب این دو رود از بهره ‌برداری‌ ها بر جا می ‌ماند، در ریگزارهای ترکمنستان از میان می ‌رود. باران متوسط حوضه کمتر از 20 سانتی ‌متر در سال، و جمع آب حاصل از باران در 1375 شمسی فقط 04/6 میلیارد متر مکعب بوده است.


پوشش گیاهی
گیاه شناسان معتقدند که پوشش گیاهی فعلی این سرزمین نتیجه ‌ی نفوذ تدریجی گونه‌ های گیاهی مناطق مجاور به داخل فلات و تغییر آنها به اقتضای تنوع فراوانی است که ارتفاع جغرافیایی و اختلاف اقلیمی ایجاب می ‌کرده است. جغرافی ‌دانان و گیاه شناسان روش‌ های مختلفی برای طبقه ‌بندی پوشش گیاهی ایران پیشنهاد کرده‌اند، ولی همه‌ ی آنها در یک موضوع وحدت نظر دارند و آن تنوع فراوانی است که با وجود فقر اقلیمی در نباتات سرزمین مشاهده می‌ شود. به عقیده آنها در ایران بالغ بر 10 هزار نوع گیاه وجود دارد که آن بوم زاد و بقیه مربوط به گیاهان قفقاز، آسیای صغیر، عربستان، افریقا و هندوستان است. سرزمین ایران را از نظر گروههای گیاهی میتوان به 6 منطقه تقسیم کرد:
1. منطقه جنگلهای برگ پهن مرطوب شمالی، که میان خط الراس‌های طالش و البرز در بخشهای مشرف به دریای خزر قرار دارند و بر حسب ارتفاع از سطح دریا تفاوت می ‌کنند. تا ارتفاع 100 متر باتلاقها و مردابهای ساحلی قرار دارد که در آن انواع نی و جگن و نیز گل‌ هایی مانند عروس آبی و زنبق و نیلوفر آبی به حد وفور به چشم می ‌خورد. پس از آن انواع بلوط، انجیلی، نارون، راش، ممرز و توسکاست که تا ارتفاع 800 و 1.000 متری همراه با درختان کوچکتر و انواع پیچکها و شمشاد، انار، تمشک، زالزالک و امثال آنها پوشش گیاهی اصلی را تشکیل می ‌دهد. از ارتفاع 1.000 تا 2.500 متر انواع راش سفید، بلوط و غان را می ‌توان گونه ‌های عمده پوشش گیاهی دانست. روی هم رفته از 4/12 میلیون هکتار جنگل کشور 8/1 میلیون هکتار را جنگلهایی تشکیل می‌ دهد که دورادور طوقه‌ ی جنوبی دریای خزر تا ارتفاع 2.700 متر را می‌ پوشاند.
2. منطقه جنگل‌ های برگ پهن غربی، که شامل تمامی جنگل‌ های ناحیه زاگرس است و در مقایسه با جنگل ‌های انبوه مرطوب شمالی نسبتاً کم درخت، تنک و بیشتر شبیه به پارک هستند. در این منطقه ‌ی وسیع که شامل کردستان،‌ کرمانشاه، لرستان و بختیاری است، درختان برگ پهن همراه با بوته ‌های کوتاه و نباتات استپی به چشم می‌ خورد. درختان این جنگلها در دره ‌ها متراکم و در جاهای دیگر بسیار پراکنده‌اند، ولی تا ارتفاع دو هزار متری از سطح دریا وجود دارند. انواع عمده درختان این جنگل‌ ها شامل بلوط، گردو، انجیر، گلابی، سیب، بادام و تمشک است که نوع آنها بر حسب ارتفاع و عرض جغرافیایی تفاوت می ‌کند.
3. منطقه استپی کوهستانی، که شامل کوههای شمال خراسان و آذربایجان است و انبوهی گیاهان آن بر حسب جنس خاک و مقدار باران سالانه تفاوت می‌ کند. در این منطقه وسیع در ارتفاعات بالا چمن یا استپ، و در طوقه ‌های میانی گونه ‌های نیمه استپی (گندمیان)، و در دره ‌های پر آب پایین انواع درخت‌ های میوه ‌دار دیده می ‌شود.
4. منطقه خشک رودهای فلاتی (کوهپایه‌ای)، که بخش وسیعی از کشور را در بر می ‌گیرد.در نیمه ‌ی شمالی این منطقه، نباتات شبیه رستنی ‌های آسیای مرکزی و قفقاز شرقی است. در مرتفعات شمالی مرکز ایران بعضی از رستنی‌ ها از انواع بالشتی هستند که به جای رشد در هوا برای فرار از تبخیر فراوان روی زمین گسترش می ‌یابند. از جمله گونه ‌های معتبر این منطقه سرو کوهی یا اُرس، گیلاس، انواع آلو و در طوقه‌ های پست تر چوبک، اسپرس و گیاهان صمغ‌ دار و گونه ‌های مختلف خار، گل گندم و امثال آن است.
5. منطقه خشک رودهای بیابانی، که شامل تمامی کویرها و ریگ زارها،‌ شن‌ زارها و ماسه‌ های داخلی با وسعت بسیار است و در تمامی آنها نباتات نمک دوست مانند جغجغه، انواع خار، اسفند، کاروان کش، و در بستر رودهای مرطوب ‌تر و نواحی بیابان ‌های شرقی و جنوبی، انواع قچ، اقاقیا، کنار و کهور دیده می ‌شود.
6. منطقه جنگل ‌های ساحلی جنوبی، ‌که در حاشیه فلات ایران قرار گرفته است و شباهت بسیاری با گیاهان جزیره‌ ای و شبه جزیره‌ ای جنوب دارند. در شن‌ زارها و شوره‌ زارها و باتلاق ‌های جنوبی بوته ‌های متعدد از انواع انبه، سه پستان، استبرق، و لور از بندر لنگه تا پاکستان دیده می ‌شوند که در کنار آنها گیاهان هندی و افریقایی مانند نارگیل، موز، خرزهره، کهور, نیشکر و از همه مهمتر خرما که اهمیت اقتصادی فراوان دارد، می‌ روید. در باتلاق ‌های بندر خمیر، جاسک و چاه بهار درخت حرّا یا تمر که مهم‌ ترین نوع جامعه‌ ی گیاهی منگرو به شمار می ‌رود، دیده می ‌شود.


حیات وحش
به گفته ‌ی کارشناسان در این سرزمین 129 گونه از پستانداران وجود دارد؛ در حالی که در تمامی اروپا با وسعتی چند برابر ایران، تنها 133 گونه تشخیص داده‌اند. کناره‌ های کوهستانی فلات ایران و همچنین سواحل پست دریای خزر، مهم‌ ترین مناطق پراکندگی پستانداران و پرندگان ایران است که در میان مهم ‌ترین انواع آنها می ‌توان از قوچ وحشی و بز کوهی یاد کرد. این حیوانات همراه با انواع گوزن، آهو و گراز عمده ‌ترین شکار و خوراک و حوش گوشتخوار سرزمین را تشکیل می‌ دهند. نمونه ‌هایی از ببر هندوستان که از راه افغانستان تا شمال ایران نفوذ کرده‌اند، ظاهراً هنوز در مازندران دیده می ‌شوند. پلنگ، گربه وحشی و گرگ در بیشتر نقاط ایران یافت می‌‌ شود. در کوهستانهای البرز و زاگرس خرس قهوه‌ ای نیز مشاهده شده است. در داخل کویرهای مرکزی و جنوبی ایران تا چند دهه پیش از این گله ‌های آهو، غزال و مخصوصاً گورخر دیده شد که اکنون نمونه ‌های آنها را فقط در نواحی حفاظت شده میتوان مشاهده کرد.
خزندگان ایران نیز از تنوع بسیاری برخوردارند. مخصوصاً سوسمارهای بزرگ که طول آنها گاهی تا یک متر می ‌رسد، هنوز در بیابانهای داخلی زندگی می‌ کنند. انواع مار مخصوصاً مارهای زیتونی، شاخدار و کبرا در بیابان ‌های خشک داخلی و ریگزارهای جنوب غربی فراوان یافت می‌ شوند، تا جایی که به هنگام رگبارهای سیل آسای ناگهانی هزاران مار در شاخه ‌های رود کارون دچار سیل شده، زنده یا مرده آن ‌ها در رسوبات پس از سیل ‌های خوزستان مشاهده می ‌شوند. در شمال ایران، دشت مغان به داشتن مار شهرت دارد. علاوه بر این انواع عقرب در محیط‌ های خشک داخلی به چشم می‌ خورد. در سواحل دریاها و دلتای رودهای جنوب انواع دوزیستان مانند تمساح و سنگ پشت ‌های بزرگ دیده می‌ شوند.
پرندگان ایران نیز از تنوع چشمگیری برخوردارند. از تیره ‌ی ماکیان ‌ها، مرغ و خروس خانگی، دراج، بلدرچین در شمال و انواع کبک، تیهو، هوبره، کبک دری، باقرقره در بیابان ‌های داخلی، و درنا و غاز وحشی در کنار رودخانه ‌ها وجود دارند. از مرغان پا بلند همچون حواصیل، مرغ ماهیخوار،‌در حواشی خزر و اورمیه فراوانند. در نقاط گوناگون ایران کلاغ، هدهد، دارکوب، قمری، جغد و گنجشک، انواع کبوتر،‌کاکلی و پرندگان گوشتخوار مانند کرکس و عقاب وجود دارد. علاوه بر پرندگان بومی در زمستانها کنار دریاها، دریاچه‌ ها و برکه ‌های داخلی ایران پذیرای هزاران مرغ مهاجر از نواحی شمالی آسیا (روسیه و سیبری) است. این پرندگان مهاجر تا دریاچه ‌ی هامون سیستان پیش می‌ روند.
سرزمین ایران با داشتن دو دریای آزاد گرم در جنوب و یک دریای بسته‌ ی بزرگ در شمال از منابع معتبر صید ماهی به شمار می ‌رود. صید ماهی در حال حاضر با اهداف اقتصادی مخصوصاً برای تولید خاویار در شمال صورت می‌ پذیرد. در حواشی خزر و بندرعباس و بوشهر مراکزی برای صید ماهی ایجاد شده است و هزاران ماهیگیر حرفه‌ای در آنها به کار اشتغال دارند. ماهی جنوب ایران که صید،‌ نگاهداری و بسته‌ بندی آن با وسایل جدید آغاز شده، آینده درخشانی در پیش دارد. در رودخانه‌ های داخلی صید قزل آلا متداول است و در جاهای مساعد پرورش ماهی در حوضچه ‌های وسیع با اسلوب ‌های فنی جدید مراحل آغازین خود را می ‌گذراند.